نمی دانم؛نمی دانم اگر در غدیر خم با علی(ع) بیعت می کردم،به سرنوشت چه کسانی دچار می شدم. عمار ها یا عمر ها؟
تو فکر می کنی تفاوت میان عمار و عمر در چیست؟در الف شان؟
آری در الف شان.الفی که برای تو،چه حقیقت ها می گوید از داغ دل.
الفی که ریشه دوانده در اشک و آه...
آری در الف شان.و به راستی که فرق میان عمار و عمر،تنها یک حرف است؛تنها یک حرف...
نمی دانم اگر هم عمار می شدم و پس از چندی خود را در مضحکه ی این و آن می دیدم،آیا ذره ای در بیعتم تردید می کردم یا نه!
تو برای یافتن شخصیت خود در غدیر چه معیاری را در نظر گرفته ای؟تا به حال فکر کرده ای که اگر در غدیر بودی به کدام سو می رفتی؟تا به حال لحظه ای اندیشه کرده ای که اگر در غدیر بودی ،دو راهی غدیر را به چه مقصدی ترک میکردی؟
بد نیست گاهی به خودمان بیاییم،و برای خویش "اگرها" را زمزمه کنیم.و به خود بگوییم اگر درغدیر نبودم،اکنون در این زمانه،دوراهی هایی را در پیش دارم که انتخاب مسیر درست در آن ها،اگر از دو راهی های غدیر سخت تر نباشد،آسان تر نیست...
بد نیست گاهی به خودمان بیاییم...
